نشست تهران و پیدایش «نظم نوین ایرانی»

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ حضور همزمان نمایندگان ارشد سه کشور عربستان، پاکستان و ترکیه در تهران و گفتوگوی مفصل آنان با محسن رضایی، دبیر شورایعالی امنیت ملی، فراتر از رویداد دیپلماتیک مرسوم، گواهی آشکار بر ابطال محاسبات غرب، اضمحلال چتر امنیتی آمریکا، بیاثر شدن ائتلافهایی نظیر «پیمان مکه» و تثبیت دست برتر جمهوری اسلامی است.
این نشست مصداق بارز مدیریت مقتدرانه مرزهای شمالغربی، جنوبغربی و جنوبشرقی کشور است
این نشست چندجانبه را باید تبلور عینی مدیریت پیرامونی مقتدرانه، نقطه عطفی در شتاببخشی به افول منطقهای واشنگتن و تلآویو و مطلعی استوار بر ظهور «نظم نوین ایرانی» در غرب آسیا و جهان ارزیابی کرد.
نشست مهم چندجانبه اخیر به میزبانی تهران و برگزاری ملاقات مشترک میان کشورهای قدرتمند منطقه یعنی ایران، عربستان، پاکستان و ترکیه که با محوریت و میزبانی دبیر شورای عالی امنیت ملی برگزار شد، بازتابهای گستردهای به همراه داشته است؛ نشستی که در آن بر چگونگی همافزایی منطقهای، محورهای این همگرایی و موانعی همچون رژیم صهیونیستی تأکید شد.
با وجود آنکه برخی افراد از روی ناآگاهی یا غفلت به این نشست تاختند و مدعی شدند نشستن با عربستان به معنای تضعیف یمن است (ادعایی عجیب که حتی تعجب طرف سعودی را هم برمیانگیزد) اما واکاوی دقیق ابعاد این رویداد، زوایای دیگری از توانمندی راهبردی کشور را آشکار میکند.
در گام نخست، این نشست مصداق بارز مدیریت مقتدرانه مرزهای شمالغربی، جنوبغربی و جنوبشرقی کشور است. جمهوری اسلامی ایران پیشتر نیز مرزهای دیگر خود را با درایت مدیریت کرده بود؛ مرزهای شرقی با افغانستان به وسیله تعهدات و توافقات اقتصادی مهار شده است تا کشور از گزند طمعورزیهای آمریکا مصون بماند. در مرز غربی نیز با وجود تمامی فشارهای سنگین بر عراق، بغداد تلاش دارد پیوند خود را با ایران حفظ کند و رزمندگان نظامی ما نیز به دلیل همکاری متقابل و هشدارهای پیشین، با اشراف کامل و در صورت نیاز با عملیات مستقیم، کانونهای خطر را مدیریت کردهاند.
اکنون نیز مرزهای پاکستان و ترکیه در همین تعاملات کنترل میشود و عربستان نیز که روزگاری سرزمین خود را در اختیار آمریکا گذاشت و در جنگ علیه ما مشارکت کرد، پس از تحمل ضربات سنگین و در حالی که امروز در تنگه هرمز و بابالمندب گرفتار شده است و ضربات دندانشکنی از یمن دریافت میکند، ناچار شده است خود را در چارچوب مدیریت پیرامونی ایران بازتعریف کند؛ رویدادی که به تعبیر امام خامنهای (مدظله العالی)، رهبر معظم انقلاب اسلامی مصداق آشکار «روایت فتح» و اقتدار در اوج فشارهای بینالمللی است.
ابعاد امنیتی این نشست به سبب میزبانی دبیر شورای عالی امنیت ملی (به عنوان فرمانده دوران دفاع مقدس و مدیر ارشد امنیتی کشور) بسیار برجسته است؛ زیرا در منطق جمهوری اسلامی، امنیت به معنای امنیت کل جبهه انقلاب اسلامی و همپیمانان ما از لبنان و یمن گرفته تا حماس و حشدالشعبی است. از همین رو، این نشست را باید فاتحهای رسمی بر «پیمان مکه» دانست؛ همان پیمانی که پیشتر میان پاکستان، عربستان و ترکیه شکل گرفت تا بهاصطلاح حامی یکدیگر باشند و امت اسلامی، یمن و جمهوری اسلامی را بترسانند.
اما حقیقت عینی میدان نشان داد ترکیه و پاکستان در باتلاق یمن کمکی به ریاض نخواهند کرد؛ از این رو سران سعودی با اعترافی ضمنی به بنبست دیپلماتیک خود، به تهران آمدند تا میخهای آخر را بر تابوت آن پیمان بکوبند و با استمداد از تهران، بحران خود را مدیریت کنند؛ هرچند پاسخهای دریافتی آنان از جانب ایران، کاملاً بر مبنای اصول تغییرناپذیر جبهه مقاومت بوده است. علاوه بر این، طرحهای بلندپروازانهای همچون کریدور «آیمک» نیز عملاً از حیز انتفاع ساقط شده و ناامیدی کامل شرکای غربی-منطقهای را رقم زده است.
نکته بسیار حیاتی دیگر، زمانسنجی معنادار این گردهمایی است که درست یک روز پیش از انتخابات رژیم صهیونیستی و حدود ۱۹ روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا رقم خورد. اگر این سه بازیگر عمده کمترین احتمالی میدادند که پس از این انتخاباتها، جنگی سرنوشتساز علیه ایران رقم خواهد خورد و تهران تضعیف یا مغلوب میشود، دست به چنین خطر بزرگی نمیزدند و چند روزی صبر میکردند تا با پیروز میدان یا ساختار بعدی معامله کنند.
اما برآورد اطلاعاتی-امنیتی مشترک آنان پس از ساعتها رایزنی نشان میدهد ایران هرگز شکست نخواهد خورد و در صورت بروز هرگونه حماقت از سوی دشمن، جمهوری اسلامی ضرباتی مهلک وارد خواهد کرد. این برآوردها تأیید میکند مسیر رژیم صهیونیستی به سمت اضمحلال حتمی است و آمریکا نیز در جهان و منطقه با شتابی فزاینده رو به افول میرود.
حتی تحرکات بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی و رفتوآمدهای پشتپرده اش با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا پیرامون به تعویق انداختن جنگ به بعد از انتخابات نیز از هراس شکست و سوختن سبد رأی جمهوریخواهان نشئت میگیرد؛ واقعیتی که نشان میدهد این سه کشور به پیروزی قطعی جمهوری اسلامی ایمان آوردهاند و این محاسبه، شاهدی دیگر بر تحقق روایت فتح است.
علاوه بر این، نشست تهران مهر ابطالی بر فرضیه اتکا به چتر امنیتی آمریکا زد. با وجود آنکه ساختار ارتش پاکستان دههها با آمریکا پیوند داشته، ترکیه عضو ناتو بوده و عربستان سالها در جایگاه گاو شیرده واشنگتن عمل کرده است، هیچیک از این حاکمان نتوانستند گره امنیتی خود را با دست آمریکا باز کنند و ناگزیر رو به سوی ایران آوردند.
پدیدههای امنیتی روندی تدریجی دارند که برخی از آنها مانند دفن پیمان مکه و شتابگیری افول آمریکا به قله و بلوغ خود رسیدهاند
این رجوع بیسابقه، گویای زوال قدرت امنیتی آمریکا در غرب آسیاست؛ روندی که در نهایت واشنگتن را به خروج قطعی از منطقه وادار خواهد کرد، زیرا ماندن دولتی فاقد کارکرد امنیتی در برابر ضربات قاطع ایران، سودی جز تحقیر و سقوط به حضیض ذلت برایش در پی ندارد. وقتی متحدان منطقهای آمریکا برای حل و فصل موضوعات حیاتی خود تهران را برمیگزینند، پیامی صریح به کاخ سفید مخابره میشود مبنی بر اینکه پایههای استیلای واشنگتن برچیده شده و منطقه در آستانه استقرار «نظم نوین ایرانی» قرار گرفته است؛ نظمی که به زودی مرزهای منطقهای را درنوردیده و در عرصه جهانی نیز جلوهگر خواهد شد.
این تحولات بزرگ، تحقق همان بیانات داهیانه امام شهید ماست که بر عبور از پیچ تاریخی با سه مؤلفه «انتقال قدرت از غرب به آسیا»، «انزوای آمریکا» و «گسترش اندیشه مقاومت» تأکید داشتند. امروز به برکت مجاهدتهای آن شهید والامقام، تدابیر حکیمانه امام حاضر، پایداری ستودنی ملت غیور، رشادت رزمندگان و تلاش همهجانبه مسئولان، نشانههای این نظم نوین در حال ظهور است؛ نظمی که در آن قدرتهای منطقهای با حضور در تهران، ناچار به شنیدن و پذیرش خطوط قرمز و مطالبات راهبردی جمهوری اسلامی هستند.
جمهوری اسلامی هرگز جبهه مقاومت را که پاره تن و پیکره واحد است، رها نکرده و نمیکند؛ طرفهای مذاکره نیز به خوبی میدانستند که در این جلسه، تهران بیهیچ تعارفی بر حقوق حقه ملتهای غزه، کرانه باختری، لبنان، حشدالشعبی عراق و مجاهدان انصارالله یمن تأکید خواهد کرد و عامل اصلی تمامی جنایات را رژیم نامشروع صهیونیستی معرفی میکند.
البته نباید پنداشت که با برگزاری یک نشست تمام اهداف محقق شده است و فرآیندها به نقطه پایانی رسیدهاند؛ بلکه پدیدههای امنیتی روندی تدریجی دارند که برخی از آنها مانند دفن پیمان مکه و شتابگیری افول آمریکا به قله و بلوغ خود رسیدهاند و برخی دیگر در ابتدای مسیر شکوفایی قرار دارند. از این رو، این نشست دیداری ساده و مقطعی نیست، بلکه فرازی ماندگار در زنجیره افتخارات انقلاب اسلامی است.
مایه شگفتی و تأسف است برخی افراد همچنان با اصرار بر روایت شکست و با انگیزههای آلوده به حب و بغض شخصی، بر چهره پیروز انقلاب پنجه میکشند و خوراک تبلیغاتی برای جسارت بیشتر دشمنان صهیونیستی و آمریکایی فراهم میکنند؛ اما سنت الهی بر این است که این مواضع شکستخورده رسوا شود و در تدابیر هوشمندانه امت اسلام ذوب شوند تا پرچم پرعزت و باصلابت جمهوری اسلامی ایران همچنان بر تارک قلههای اقتدار و پیشرفت در اهتزاز باقی بماند.